شب گذشته دومين شب قدر وشب شهادت امير المومنين علي عليه السلام بود .چيزي كه بيشتر از هر چيزي ذهن ادمي را به خود مشغول مي كند مظلوميت وسكوت امام علي عليه السلام است كه اثري عميق بر احساسات ادمي مي گذارد ومن هم مثل ساير ين تا به ياد مظلوميت امام مي افتادم اشك از چشمانم جاري ميشد .اما يكدفعه جرقه اي در ذهنم زده شد كه اين فريادهاي مظلوميت امام علي عليه السلام فريادهاي مظلوميت خودش نبود بلكه ايشان مظلوميت دين خدا واسلام را اينگونه فرياد مي كردند فرياد هاي ايشان همه براي سعادت بشر ونوع ادمي بود كه همانجا در مدينه ماند وگوش شنوايي براي اين فريادهاي بلند پيدا نشد واحد الناسي تحت تاثير اين تلاش ها قرار نگرفت وفريادها در اثر نا ملايمتيها تبديل به سكوت سنگيني شد كه تا كنون ادامه دارد واين سنگيني مدام در حال بزرگ شدن وهمه گير شدن است .سكوتي سياه كه در اين زمانه درست مانند هزاران سال قبل با فريادهايي بلندتر وگويا تر از قبل انسانها را مخاطب قرار مي دهد كه راه خدا كدام است وراه شيطان كدام ؟اما مثل اينكه انسانها عميقتر از پيش به خواب ابدي فرو رفته اند كه انگار نه انگار كه امامي از سلاله علي واز جنس خدا انها را به سوي سعادت وجاودانگي مي خواند .واقعا عجيب است همه داريم به مظلوميت امام علي عليه السلام در هزاران سال قبل گريه مي كنيم غافل از اينكه امامي مظللومتر از علي در چند قدمي ما دارد مظللوميت اسلام وانسان را در گوشمان فرياد مي كند اما زهي خيال باطل. بشريت دارد به كجا مي رود چرا اينهمه مظلوم كشي چرا اينهمه بي اعتنايي به خدا وراه خدا ؟
چه بنويسم از اين شرح بي نهايت كه قلم شرمنده از نوشتن وزبان قاصر از بيان است .سخن از بزرگترين محبوبه اسمانها وزمين است سخن از مهربانترين مادر ووفادارترين همسر وشگفت انگيز ترين دخت روي زمين است .اري سخن از زهراي اطهر است سخن از محبوبه خداوند عالميان وام ابيهاي پيامبرمان است. پس بايد زبان قاصر ازبيان وقلم شرمنده باشد .....
فاطميه سوز دل را ساز كرد
دفتر داغ علي را باز كرد
فاطميه شرح ديوارو در است
در مقام صبر زينب پرور است
فاطميه قفل غم را شدكليد
چونكه دارد هم شهيده هم شهيد
سال 88 هم از راه رسيد .چند روز مانده به اخر سال همه خانه ها تميز شد مرتب شد واماده براي پذيرايي از ميهمانان وآنها هم آمدند وگفتندو خنديدند ورفتند .ذوق وشوق مردم بد جوري فكرم را مشغول كرده .اينهمه ذوق اينهمه تلاش واينهمه خوشي كاذب چه اهميتي دارد كه مردم يك ماه مانده به آخر سال اينگونه خود را مشغول وسرگرم مي كنند .فكر مي كنم اگر نيمي از اين ذوق فقط نيمي از اين شوق در مردم باشد وآن را براي سعادت ابدي خود به كارمی گرفتند دنيايي داشتیم پر از صلح وصفا دنيايي پر از خوبي !چه ميشد اگر مردم اينگونه براي ظهور آقا ومولاشان ذوق وشوق داشتند وخانه هاي جان ودلشان را براي ميهماني عزيز تر وبسي بزرگوارتر از تمام ميهمانان دنيا آماده مي كردند وبه جاي خوشيهاي آني وزود گذر به دنبال خوشيهاي ابدي وجاودانگي هميشگي بودند. كاش آنگونه كه براي آمدن عيد نوروزوفصل بهار لحظه شماري مي كرديم براي آمدن تنها منجي بشريت هم لحظه شماري مي كرديم ودغدغه شادي بزرگي را داشتيم كه با آمدن اماممان وصاحب عصرمان بر پا خواهد شد .كاش به جاي مراسم چهارشنبه سوري وآمدو شدهاي عيد نوروز به فكر مراسمي بوديم كه در آن فرج وظهور مولايمان را از خدا بخواهيم.كاش مي شد طوري از اين دلخوشيهاي كوچك دنيوي دل بكنيم وبه جاودانگي خود وبشريت فكري كنيم .كاش به اينهمه دلخوشيهاي ناچيز اكتفا نكنيم وخوشيهاي بزرگ ومهم را از ياد نبريم .
امروز نهم ربيع الاول مصادف با شهادت امام يازدهم شيعيان امام حسن عسكري (عليه السلام) است امام بزرگواري كه در تمام طول زندگي خويش همچون اجداد بزرگوارش مصائب ومشكلاتي را در راه پيشبرد اهداف اسلام ومعرفي دين مقدس اسلام متحمل شدند .در زمان امامت اين امام عزيز ديگر قساوت ودشمني حكام جور زمانه به اندازه اي شديد بود كه به هر طريق ممكن مي خواستند از تولد نوزادان وبه خصوص نوزادان پسر كه وعده تولد ان داده شده بود وگفته بودند كه از اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه واله) پسري متولد خواهد شد كه بساط ظلم وجور وبي عدالتي را از جهان ريشه كن خواهد كرد وعدل وداد واقعي را بر جهان وجهانيان حكمفرما خواهد كرد.و به همين دليل خانه به خانه مي گشتند وزنان بار دار را پيدا وكودك درون انها را مي كشتند غافل از اينكه دست قدرت خداوند اين بار نيز از استين معجزه وكرامت بيرون خواهد امد ونقشه هاي شوم انها را نقش بر اب خواهد كرد ...امروز واين تاريخ عجيب ترين واقعه ي تاريخ شيعيان است هم روز حزن واندوه وهم روز شادي وسرور شيعيان وبلكه تمام مردم جهان است از يك طرف بايد به سوگ امامي بنشينيم كه به قدري در زندگي دنيوي خويش در تنگنا قرارش دادند كه نتوانستند در طول زندگي خويش حتي براي يك بار براي انجام فريضه حج به سرزمين مقذس وحي بروند وخانه خدا را طواف نمايند واز طرفي ديگر شاهد به امامت رسيدن امام زمان خويش هستيم .وجمع بين اين دو واقعه كاري است بسيار سخت .يكي اندوهناك وديگري بس مبارك وشيرين.ودر حال حاضر ما امام زماني داريم كه امامت ايشان از هزاران سال قبل شروع شده است اما ايشان نتوانسته اند هنوز هم سكان ولايت را به دست گيرند وبشريت را به سر منزل مقصود كه همان سعادت وسر بلندي در دنيا واخرت است برسانند .....به اميد ان روز
میلاد با سعادت امام هفتم شیعیان امام
موسی کاظم را به ساحت مقدس حضرت
ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
ومنتظرانش تبریک می گویم.
حدیثی از امام موسی کاظم:بهترین عبادت بعد از شناخت خداوند انتظار فرج وگشایش است .
حضرت رقيه سلام الله عليها يكي از شاهدان عيني وخرد سال واقعه كربلا است كه دل هر مسلماني با شنيدن نام ان مخدره به درد مي ايد وتشنگي ومصيبتهاي ان طفل چهار ساله دل انسان را از نفرت وتنفربه يزيد ويزيديان پر مي كند.پس از واقعه كربلا زماني كه اسراي اهل بيت را به شام بردند بنا به روايتي شبي حضرت رقيه سلام الله عليها از خواب بيدار مي شوند وسراغ پدرشان را مي گيرند وشروع به گريه كردن مي كنند خبر به يزيد مي برند كه يكي از فرزندان امام حسين بهانه پدر را دارند وارام نمي گيرند .يزيد دستور مي دهد كه سر مبارك امام را ببرنند وبه او نشان دهند تا ارام گيرد وسر مبارك امام را مي اورند وبه حضرت رقيه سلام الله عليها نشان ميدهند وحضرت بعد از ديدن سر امام ناله اي مي كندواهي مي كشدو ارام مي گيرند اما چند روزي نمي گذرد كه حضرت رقيه سلام الله عليها در يكي از خرابه هاي شام كه اسرا را در انجا نگه مي داشتند دار فاني را وداع مي كنند.حضرت رقيه سلام الله عليها در نزد خداوند به قدري داراي مقام وعظمت عظمايي است كه خداوند مقام باب الحوائجي را به ايشان عطاء فرموده است .......
هر چند بر تن شهدا چشم كار كرد
بر زخمهاي كاري وتيرو سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در ان ميان
بر پيكر شريف امام زمان فتاد
بي اختيار نعره هذا حسين از او
سر زد چنانكه اتش از او در جهان فتاد
پس با زبان پر گله ان بضعت بتول
رو بر مدينه كرد كه يا ايهاالرسول
اين كشته فتاده بهامون حسين توست
وين صيد دست پا زده در خون حسين توست
وين ماهي فتاده بدرياي خون كه هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسين توست
اين غرقه محيط شهادت كه روي دشت
از موج خون او شده گلگون حسين توست
اين قالب طپان كه چنين مانده بر زمين
شاه شهيد نا شده مدفون حسين توست
اين خشك لب فتاده ممنوع از فرات
كز خون او زمين شده جيحون حسين توست
وين نخل تر كز اتش جانسوز تشنگي
دود از زمين رسانده بگردون حسين توست....
((اهل وعيالت چو بردگان به اسيري رفتند ودر غل وزنجير اهنين بر فراز شتران در بند شدند گرماي نيم روز چهره ها يشان را مي سوزاند در صحرا ها وبيابا نها كشيده مي شدند ودستانشان به گردنها زنجير شد در ميان بازار گردانيده شدند.))اين سخنان فرازهايي از زيارت ناحيه است كه توسط حضرت حجه بن حسن امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در سوگ جد بزررگوارشان گفته شده است .در سوگ محبوبترين خلق در نزد خداوند كه عده اي دنيا طلب اين گونه زمين وزمينيان واسمان واهلش را سوگوار كردند كه حتي با گذشت ساليان سال باز هر سال با امدن محرم اين داغ تازه وتازه تر مي شود وزمين واسمان را اينگونه در ماتم وعزاي درد ناك فرو مي برد .هنوز هم فرياد(( هل من ناصر ينصرني))به گوش مي ايد هنوز هم پريشاني اهل بيت امام زنان ودختران ايشان ملموس است .باز محرم امده است وهمه جا غرق ماتم گشته گويي كه قيام امام حسين عليه السلام تازه شروع شده وبراي بر پايي عدل به پا خواسته از همه جا واز هر جا بوي شهادت وعدالت به مشام مي رسد بوي حسين وخاندان پاكش كه همه در عاشورا معنا پيدا مي كند. همه انچه كه بشريت به ان نياز دارد تا فرياد هل من ناصرينصرني ديگري را بي جواب نگذارد وفرصتهاي رفته را دوباره از دست ندهد. كاش بتوانيم اين فرياد عدالت وخون خواهي امام خويش را بي پاسخ نگذاريم .كاش عاشورا را بفهميم ودرك كنيم .كاش بتوانيم همچون ابوالفضل العباس عليه السلام امام خويش را انگونه كه بايد ياري دهيم ........
امروز هیجدهم ماه ذی حجه بزرگترين ومهمترين روز شيعيان روز عيد غدير خم است.روزي كه نامش در اسمانها روز معهود ودر زمين روز ميثاق نام گرفته است .روزي كه خداوند يك بار ديگر بر بندگانش منت گذاشته وانان را برخور دار از نعمت امامت و ولايت كرده است وراههاي سعادت را بر انسانها با اين روز هموار وهموارتر كرده وعشق به اين خاندان را تنها راه كمالات وسعادت قرار داده .عشق به مردماني كه در پاكي ونجابت شهره خاص وعام هستند .هزار وچهارصد سال قبل پيامبر عظيم الشان اسلام هنگام مراجعت از اخرين حج عمر شريفشان در محلي به نام غدير خم بهترين ومومن ترین انسان به خداوند را ولي وجانشين خود قرار دادند وسكان امامت وولايت را به كسي سپردند كه در اسمانها وزمين ذكري محبوبتر از ذكر نامش نيست.در وصف او همین بس كه پيامبر فرمود :اي سلمان اگر نبود كه امتم در باره علي افراط كنند مانند افراط مسيحيان درباره عيسي بن مريم سخني در باره او مي گفتم كه مردم در پي اثار قدمهاي او بر خاك مي افتادند وانرا مي بوسيدند.
وجود مبارك حضرت بقیّة الله، حجة بن الحسن (عجّل الله تعالى فرجه الشریف) هر سال در مراسم حج حضور دارند.(1) در عرفات و منا حاضر است. همچنین بسیارى از شاگردان خاصش مانند ابوبصیرها، سدیر صیرفى ها و زُهرىها و ... كه تربیت شده او هستند در مراسم حضور دارند. حضرت (علیهالسلام) مىتواند به شاگردان خود از راه ملكوت بفهماند كه چه كسى انسان است و چه كسى حیوان.
ممكن است كسى در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارك بقیة الله الاعظم دعا هم بكند و دعاى فرج را هم بخواند امّا قلب او قلب انسان نباشد. ممكن است كسى مشكلى داشته باشد و مشكلش ناخودآگاه به بركت حضرت حجت (سلام الله علیه) حل شود. اما چنین نیست كه اگر عملى خارق عادت در حج یا در منا و عرفات پیدا شد، مستقیماً توسط وجود مبارك حضرت حجّت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اولیایى كه دست پرورده آن حضرت هستند باشند.
ممكن است سالمندى، زن یا مرد، و یا ناواردى راه خیمه و چادر را گم كند یا در بین راه بدون زاد و راحله بماند و ولیّى از اولیاى الهى كه تربیت شده مكتب ولایت امام عصر (ارواحنا فداه) است او را راهنمایى كند. گرچه این شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجّت رسیده است اما بلا واسطه نبوده است.
چنین نیست كه هر اثر غیبى در مراسم حج، مستقیماً مربوط به وجود مقدس حضرت ولى عصر ( ارواحنا فداه) باشد. خیلى توفیق مىخواهد و چنین تشرّفى براى اَوحَدى از موحّدان پیش مىآید كه وجود مبارك حضرت (سلام الله علیه) شخصاً به بالین او بیاید. البته عنایت ایشان شامل اولیا و شاگردان و صالحین و صدیقین و شهدایى كه تربیت كرده است، مىشود. آنها مأموران ایشان هستند و به دستور ایشان مشكلات دیگران را حلّ مىكنند و خلاصه این كه وجود مقدّس حضرت و دست پروردگان ایشان، باطن ما را مىبینند.
منبع:کتاب عرفان حج ایه الله جوادی املی.


